چگونه انسان موفقی شويم ؟
گاهي من با خودم فكر مي كردم كه بين اين همه شاگردي كه آيت الله بروجردي داشت يك طلبه،شهيد مطهري شد.اين چه مسئله اي بود كه بين هزار طلبه، يكيش شهيد مطهري شد. البته ايشان يك بحثي دارد دركتاب لمعاتي از شيخ شهيد. آنجا مي نويسد كه معماران اصلي شخصيت من چهار نفر بودند. مرحوم آيت الله العظمي بروجردي، حضرت امام، مرحوم علامه طبا طبايي و مرحوم ميرزا علي آقاي شيرازي. اما چه شد كه آقاي مطهري به اينجا رسيد كه آثار ايشان شصت و هفت كتاب شده است. آثار بياني و بنايي ايشان. يعني هم آثاري كه از صحبت هاي ايشان به چاپ رسيده است و هم آثاري كه ايشان با قلم خودشان نوشته اند. من به يك نتيجه رسيده ام كه آن را در اينجا بيان مي كنم .
مرحوم آقاي مطهري در برخي از آثارشان كه نامي از استادشان مي برند ايشان به طور اجمالي و ساده از كنارنام استادشان عبور نميكنند. بعد از نام استادشان ايشان يك عبارتي را اضافه كرده اند. اين مسئله در آثارشان است. مرحوم علامه طباطبايي روحي له الفدا. يعني چه؟ يعني جان من فداي آن استادي كه آنچه مي دانست و براي كمال من لازم بود به من آموخت. بر اساس فرموده قرآن آيه هفتم سوره حضرت ابراهيم (ع)، خداوند فرمودند كه اگر شاكر نعمتي بوديد كه من در دامن شما قرار دادم، يا در سينه شما علمي بود يا فضيلتي بود، من آن نعمت را افزايش مي دهم و اگر كفران نعمت كرديد عذاب من شديد است.استاد مطهري چون شاكر نعمت استادانشان بودندخداوند سينه او را پراز آگاهي و معرفت وحكمت كرد. كه يك شب بعد از شهادت ايشان وقتي در مشهد يكي از شاگردانشان ايشان را در عالم رويا ديد، مشاهده كرد كه ايشان در وضعيت بسيار عالي است، گفت كه آقا در كجا هستيد و جايگاه و منزلتتان چگونه است. آقاي مطهري فرموده بود كه من از خداوند يك مقام عالي خواسته بودم ، ولي خداوند به من مقام متعالي بخشيد.
لذا من به شاگردان و دانش آموزان و دانشجويان و شاگردان و آينده سازان اگر بتوانم اين منطق را برسانم، كار مهمي انجام داده ام. يكي از شاگردان علامه طباطبايي نقل مي كنند كه در قم داشتم مي رفتم ، در پياده رو ، اين علامه بزرگوار را ديدم. يك شيشه عطر بسيار جالبي همراه من بود. شيشه عطر را در آوردم و به استاد دادم. ايشان تشكر كردند و اين شيشه عطر را در جيبشان گذاشتند. سوال كردم كه نمي خواهيد از اين عطر استفاده بكنيد. علامه فرمود كه در سال پيش يكي از اساتيدم از دنيا رفت و چون هنوز عزادار آن استادم هستم، در اين دو سال من بوي خوش مصرف نكردم. من داغدار كسي هستم كه براي من از پدر بالاتر بود.
اگر اين منطق بين جوانانمان ، آينده سازان ، نوجوانانمان، منتشر مي شد، بركات علمي كه همين نسل عزيز ما از آن بهرمند شدند، خيلي بيشتر از اين بود.
از حكيمي پرسيدند كه اي حكيم آيا مقام پدر نزد تو بالاتر است يا معلم ؟ گفت : معلم. دليل خواستند. گفت كه پدر مرا از عالم پاك به عالم خاك آورد و معلم مي كوشد كه مرا از عالم خاك به عالم پاك بالا ببرد
وبلاگ مدرسه بسوی آینده درخشان و ایران سالم و شاد سال ایران پیشرو آموزش پیشرفته و مترقی اسلامی و ایرانی برای جوان ایرانی برای خانواده ایرانی وبرای نو جوان حاشیه نشین شهرها درقلمرو عدالت اجتماعی و اصلاحات مترقی در آموزش و پرورش ما