چرا خداوند گاهى دعاى ما را مستجاب نمى‏كند؟   

 

در قرآن مى‏خوانيم: «اُدعونى أستَجِب لكم»   مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.

 اگر شخصى به ديگرى گفت: به هنگام برخورد با مشكل به من تلفن كن تا تو را كمك كنم، اين جمله لوازم و شرايطى دارد از جمله:
1- رفاقتت را با من حفظ كنى.
2- شماره تلفن مرا گم نكنى و شماره را درست بگيرى.
3- به هنگام بازگو كردن مشكلات، حرف‏هاى بى ربط نزنى و توقّعات نابجا نداشته باشى و به وظيفه خود عمل كرده باشى.
4- آنچه مى‏گويى واقعاً مشكل باشد، نه خيالات و توهّمات.
5 - براى حلّ مشكل خود، انتظار نداشته باشى تمام مقرّرات و نظام را بهم بريزم.
6- حلّ اين مشكل، سبب پيدايش مشكل ديگرى براى شما يا ديگران نشود.
7- در بازگو كردن مشكلات، صادق باشى و دروغ نگويى.
آيا ما در دعا و طرح مشكلات خود با خدا، اين شرايط را مراعات كرده‏ايم؟
آيا رفاقت و بندگى خود را با خدا حفظ كرده‏ايم؟

قرآن مى‏فرمايد: «و يَستَجيبُ الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات»  پاسخ مثبت به كسانى داده مى‏شود كه با ايمان و عمل شايسته رابطه خود را با خدا حفظ كرده باشند.

آيا شماره تلفن را درست گرفته‏ايم؟ در روايات مى‏خوانيم:

 دعا آدابى دارد، از جمله:

ابتدا «بسم اللّه» بگوييد، با وضو و حضور قلب و در مكان مقدّس مثل مسجد باشيد، قبل از دعا از خداوند با صفات و اسماءالحسنى تجليل كنيد، ده مرتبه «يا اللّه»، «يا ربّ» بگوييد، گوشه‏اى از نعمت‏هاى الهى را به زبان آوريد، از خداوند تشكر كنيد، بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستيد، لغزش‏هاى خود را مطرح و استغفار كنيد، دعا و خواسته خود را ميان دو صلوات مطرح كنيد و اميدوار باشيد.

آيا در دعاهاى خود توقّعات نابجا نداريم و به وظيفه خود عمل كرده‏ايم؟

 

دانش‏آموز درس نخوانده، دعا مى‏كند كه قبول شود. مى‏گويند: دانش آموزى به خانه آمد و وارد اتاق جلويى شد و مشغول دعا شد. به خدا گفت: پروردگارا! كوه هيماليا را در فلان كشور قرار بده و درياچه اروميّه را در نيشابور قرار بده. مادرش گفت: اين چه دعايى است كه مى‏كنى؟! گفت: من در امتحان جغرافيا پاسخ سؤالات را اشتباه نوشته‏ام، حالا به خدا مى‏گويم كوه و دريا را جابجا كند تا من نمره بياورم!


آيا زمان دعا و شرايط ديگر را در نظر گرفته‏ايم؟ در اسلام زمان‏هايى براى دعا سفارش شده است، از جمله: شب‏هاى جمعه، سحرها، بعد از نماز، غروب جمعه، بعد از خطبه‏هاى نماز جمعه، هنگام نزول باران و جارى شدن اشك و....

آيا مشكلات ما واقعاً مشكل است يا خيال مى‏كنيم كه مشكل است؟ بسيارى مشكلات، لازمه نظام طبيعت است و رفع آن، به معناى به هم زدن نظام عالم. همچون فقيرى كه سقف خانه‏اش خراب است و باران كه مى‏آيد، سقفش چكّه مى‏كند. براى رفع مشكل او، يا بايد خداوند باران نفرستد يا بر بام خانه او باران نبارد و يا آب باران در پشت‏بام خانه‏اش نفوذ نكند و يا... كه هر كدام از اينها به معناى ناديده گرفتن قوانين حاكم بر طبيعت است.