کاغذ پاره و کودک ابله
مطلب طنز گونه ذیل در باره کاغذ پاره را تقدیم می کنم به پیرمرد دنیا دیده
قبضی که نگه داشتن و پرداختنش زور رستم می خواهد و صبر ایوب
اشتباهی که کبریتی می شود در دست کودکی ابله برای آتش زدن دهی
قبضی شمشیر گونه با دولب یکی تیز و بران از چشم کودک ابله و
دیگری لبه ای نرم و رام در چشم پیرمرد دنیا دیده
وقتی کودک طرف نرم شمشیر را با راهنمایی پیرمرد می بیند
فریاد می کشد
فکر می کرد شمشیری تیز در دستش است
ولی شمشیر تیزش را یکباره شکسته می بیند
در برابر دشمن خیالی اش در بازی کم می آورد
در تاریکی می گردد تا بلکه شمشیری تازه بیابد
و بلکه زخمی بر پیکر پیر دنیا دیده وارد نماید
پیر دنیا دیده با افسوسی از نادانی کودک
راهش را می گیرد و می رود
و از خدا می خواهد علمی به کودک بدهد
تا بلکه چراغی شود در تاریکی راهش
تا شمشیر را از چوب نیمه سوخته تشخیص دهد
در آخر دعا می کند
خدا یا جهل را از کودکان ما بگیر
خدایا در آموزش علم به کودکان ما را یاری فرما