یکسال بعد از رفتن من از مدرسه جانبازان مدیریت آقای حسینی فرد هم پایان یافت و ایشان بعد از یکسال کار در این مدرسه جایش را به آقای مهدی جواهری داد
و آقای سلطانی کارشناس گروهها در باز گرداندن رایانه های رفته از مدرسه جانبازان
به این آموزشگاه را به دانش آموزان عزیز این مدرسه تبریک عرض نمایم
و امیدوارم که دیگر مسائل شخصی بعضی افراد باعث هدر روی و از بین رفتن امکانات دولتی نگردد
نوآوری وشکوفایی در آموزش وپرورش ایران
و به آدرس http://atar87.blogfa.com/
پس فعلا خدا نگهدار
عکسهایی از مدرسه جانبازان سالهای قبل




کاغذ پاره و کودک ابله
مطلب طنز گونه ذیل در باره کاغذ پاره را تقدیم می کنم به پیرمرد دنیا دیده
قبضی که نگه داشتن و پرداختنش زور رستم می خواهد و صبر ایوب
اشتباهی که کبریتی می شود در دست کودکی ابله برای آتش زدن دهی
قبضی شمشیر گونه با دولب یکی تیز و بران از چشم کودک ابله و
دیگری لبه ای نرم و رام در چشم پیرمرد دنیا دیده
وقتی کودک طرف نرم شمشیر را با راهنمایی پیرمرد می بیند
فریاد می کشد
فکر می کرد شمشیری تیز در دستش است
ولی شمشیر تیزش را یکباره شکسته می بیند
در برابر دشمن خیالی اش در بازی کم می آورد
در تاریکی می گردد تا بلکه شمشیری تازه بیابد
و بلکه زخمی بر پیکر پیر دنیا دیده وارد نماید
پیر دنیا دیده با افسوسی از نادانی کودک
راهش را می گیرد و می رود
و از خدا می خواهد علمی به کودک بدهد
تا بلکه چراغی شود در تاریکی راهش
تا شمشیر را از چوب نیمه سوخته تشخیص دهد
در آخر دعا می کند
خدا یا جهل را از کودکان ما بگیر
خدایا در آموزش علم به کودکان ما را یاری فرما
۲- فردی تلاش داشت ندیده من وسایل را تحویل بگیرم
۳- عصر رفتم مدرسه جانبازان و مدارک مالی را برای بررسی آوردم منزل
۴- جالب بود مدرسه عطار بر عکس اسم زیبای عطار اصلا زیبایی نداشت
۵- دیوارهای اطراف مدرسه فضای سر سبز اطراف را کور کرده اند و زیبایی های مدرسه را از بین برد ه اند
http://riakaranekhomein.blogfa.com/
ریا کاران خمین ساخته شده که دارای اشکالات شرعی و قانونی است که اینجانب نظرات ذیل را برای ایشان فرستاده ام امیدوارم این افراد به جای حرف زدن بدون مدرک سعی کنند در کار و مسئولیتی که هستند برای رضای خدا به کار خویش ادامه دهند و دست از اختلاف افکنی در این شهر بردارند
متن پاسخ اینجانب به ایشان
-گرفتن امتحانات تجدیدی
اعلام نتایج نمرات داخلی و نهایی
دادن کارنمای دانش آموزان و مشخص شدن وضعیت نهایی قبولی و مردودی
انجام تعمیرات جزئی و لوله کشی آب گرم دستشویی دانش آموزان
نکته جالب
معاون آموزشگاه که یک فرد مصلحت اندیش است و به سادگی زیر بار مسئولیت نمی رود بنا بر مصالح
خویش شدیدا کاری شده و برای این که مدیر جدید ایشان را بپذیرد خیلی شدید کار می کند هر چند در
این ۴سال همیشه سعی می کرد از پذیرش مسئولیت بگریزد ولی خیلی مسئولیت پذیر شده است به
امید این که این فعالیت و مسئولیت پذیری زود گذیر نباشد و دوام و بقا داشته باشد ؟
در ضمن و با تاسق این چند روز متوجه شدم مدیران روستا اکثرا یا عمدا یا از روی جهل بعد از گرفتن
امتحانات در مدارس حاضر نمی شوند هر چند وظیفه قانونی ایشان است که در شهریور ماه هر روز در
آموزشگاه حاضر شوند گاها یا به مدرسه نمی روند یا فقط روزهای دوشنیه و چهارشنبه در آموزشگاه
حضور پیدا می کنند البته این مسئله در شهر مصداق پیدا نمی کند و تمام مدارس شهر هر روز باز است و فعالیتهای عادی ادامه دارد
یادم رفت بگویم آمار آموزشگاه از ۱۲۵نفر گذشت و جای معاون و سرایه دار رزرو شد ولی من طبق برنامه
قبلی و اعلام مدیر آموزش و پرورش باید مدرسه را ترک نمایم و به یکی از مدارس روستا بروم
ضمنا دوسال است مسائل ریز و اتفاقات آموزشگاه را در دفترچه های جیبی می نویسم هر چند این
مسائل خصوصی هستند خوشحال می شود نظر خود را در رابطه با انتشار این مطالب برای من بفرستید

خدا يا به ما عمري بده تا بتوانيم از بركات اين ماه عزيز بهره ببريم
خدايا در اين ماه از شر ريا كاران و دروغ گويان به تو پناه ميبريم
خدايا در اين ماه روحيه ما را براي انجام فرائض ديني قوي نما
خدايا آنچه صلاح ما در آن است براي ما در اين ماه مقدر فرما
بسمه تعالي
امروز بالاخره يكي از همكاران را براي مديريت مدرسه جانبازان فرستادند
صبح آقاي حسيني فرد آمد و درباره تحويل آموزشگاه در روز سه شنبه صحبت كرديم ايشان
نگران نداشتن معاون بود كه ايشان راراهنمايي كردم كه مربي پرورشي و متصدي آزمايشگاه
را طوري برنامه ريزي كن كه شش روز در مدرسه باشند البته از من خواست برنامه سال آينده
را تدوين و به ايشان تحويل نمايم و من هم قبول كردم
البته تا يادم نرفته بگويم برنامه كلاسهاي چوگان و خان آباد را هم طي اين چند روز و صحبت با
مديران اين مدارس را تنظيم نمودم سه روز چوگان ودو روز خان آباد البته قصه من سر دراز
دارد 5سال است مدير مدرسه هستم و دوباره به اجبار بايد اول مهر به كلاس درس بروم
ضمنا امروز امتحان درس علوم را از تجديدي ها گرفتم فردا هم بايد براي ليست برداري و تنظيم
اسناد و دفاتر و تحويل به مدير جديد به مدرسه بروم
چند روز است در فكر هستم بعد از مدرسه راهنمايي جانبازان اين وبلاگ را تغيير نام دهم و با
نامي جديد فعاليتهايم را آغاز كنم به صورتي كه هم اين وبلاگ برايم به يادگاري بماند و هم در
عرصه اي جديد فعاليتهاي وبلاگ نويسي خودم را ادامه دهم با يك نشريه استاني هم صحبت
كرده ام و ايشان قبول كرده اند كه اگر مقاله ببرم چاپ نمايند فكر مي كنم با آزاد شدن از
مسئوليت مدرسه وقت بيشتري جهت نوشتن مقاله و بازخواني مطالب و خاطرات گذشته پيدا كنم
و اين خود وقتي با ارزشمند است كه بايد حداكثر استفاده را از آن بنمايم ضمنا خبر جالبي از
قول سازمان بازرسي كل كشور در تلتكست ثبت شده بود به اين مضمون كه آموزش و پرورش
در سال تحصيلي جاري بيشترين تخلفات را در بين كل ادارات داشته است و اين نظارت صحيح
و هوشمندانه اين بخش نظارتي قوه قضايه را مي رساند و باعث اطمينان و دلگرمي بيشتر
همكاران فرهنگي نسبت به استقلال قوه قضايه دارد
تا اینکه از من خواستند به یکی از روستاهای دور برای مدیریت مدرسه بروم و من در شرایط فعلی چارهای ندیدم به غیر از این که رفتن به کلاس درس را بپذیرم
و از دیروز عملا به عنوان دبیر ریاضی مشغول به کار شدم در مدارس چوگان و خان آباد
و از این به بعد از ریاضیات خواهم نوشت و مدیریت مدرسه فعلا تا اطلاع ثانوی تعطیل می شود
البته من تا اول مهر ابلاغ دارم و سعی میکنم فعالیتها و برنامه هایم را در آموزشگاه راهنمایی جانبازان را تا آخر شهریور در این وبلاگ ثبت نمایم
ضمنا به علت این که این وبلاگ برایم خیلی ارزش دارد این وبلاگ را بدون تغییر به همین صورت با نوشتن پایان بر آن و معرفی وبلاگی جدید با عنوانی جدید کار را آغاز خواهم کرد
ولی این وبلاگ تعطیل نخواهد شد بلکه مانند کتابی نقطه پایانی بر آن خواهم نوشت
نه معاونی و نه مستخدمی
در فکر مدرسه ای با ۱۰۰دانش آموز و صد فکر ترسیم می کردم
مدیر قسمت فن آوری کی باشد
مدیر بخش أزمایشگاه
گروههای مختلف می ساختم
آره برنامه ام به یکباره توسط مدیر آموزش و پرورش خمین نیمه کاره ماند و به من اعلام شد باید بار ت را جمع کن برای مسافرت به آخرین روستای خمین
جالب است امروز تخصص معنا ندارد
هر رشته می خواهی باش
فقط مطیع باشی
ساکت و آرام باشی
و بگویی چشم
بالای سر جا داری
و..................................................................................................
يك كامپيوتر داشتيم و
يك چاپگر و
يك دوست
براي كامپيوتر يك اسكنر خريديديم و شروع كرديم به كار اسكنر كار كپي و عكس برداري از اسناد و مدارك را براي ما انجام ميداد و هزاران فكر در سر مرا سر سامان ميداد و........
با دوست يك وبلاگ ساختيم با نام وبلاگ ))جانبازان اسكول(روزها حوادث و تغييرات را در مدرسه در وبلاگ مي نوشتيم در اولين الگوي برتر شركت كرديم ولي متاسفانه يكي از مديران كه به عنوان داور انتخاب شده بود و بعدها فهميدم نسبت به كارهاي ما در آموزشگاه شديدا حسادت مي ورزد تا جايي كه سال قبل سعي كرد طرح آي تي را از ريشه در مدرسه ما بخشكاند و ۶عدد از كامپيوتر هاي ما را از مدرسه برد و البته با نفو.ذي كه دارد هنوز هم دست از شيطنتهايش بر نمي دارد و سعي ميكند طرح ما را از ريشه بخشكاند (البته و متاسفانه نمي دانم با چه انگيزه اي )
آري راه خود را ادامه داديم البته در طرح آي تي برنده نشديم ولي با كمك آقاي ميرزايي و نصيري و حيدري طرح شوراي را در آموزش و پرورش بنيان نهاديم كه بعدا مهدي محمدي و عبادي هم به ما پيوستند
ما نوعي مديريت پنهان و غير رسمي و بهتر بگويم يك نوع بسيجي وار بدون پول و هزينه كار را شروع كرديم تمام كارهايي را كه در دبيرستانهاي قبلي انجام داده بودند مورد بازديد قرار داديم و با انتقاد از روش موجود طرح آي تي طرح را زير سئوال برديم و سعي كرديم طرحي نو بر اندازيم جالب است بدانيد آقاي نصيري تمام زندگيش را در اجراي طرح آي تي در مدرسه اسرا قرار داد و با گرفتن وامي با بهره بالا اين مدرسه را به پيشرفته ترين امكانات كمك آموزشي مجهز نمود و......اين بحث ادامه دارد و موضوع را در روزهاي بعد برايتان مي نويسم تا امروز